آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386

در پی درگذشت شاعر برجسته و خلاق انقلاب دکتر قیصر امین پور حضرت آیت‌الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیت صادر کردند.

به گزارش خبرگزاری مهر، متن پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

با اندوه و دریغ، خبر تلخ درگذشت شاعر فرزانه انقلاب، دکتر قیصر امین پور را دریافت کردم.از دست دادن او برای اینجانب و برای همه اصحاب شعر وادب، خسارتبار است.

او شاعری خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قله های این هنر بزرگ پیش می رفت.درگذشت او آرزوهایی را خاک کرد، ولی راه فتح قله ها را امید است دوستان و یاران نزدیک و شاگردان این عزیز، ادامه دهند.

او و دوستانش نخستین رویش های زیبا ومبارک انقلاب در عرصه شعر بودند و بخش مهمی از طراوت وجلوه این بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزیز و دیگر دوستان همراه اوست.

خداوند پاداش خوبی های او را امروز که بیش از گذشته به آن نیازمند است، با کرم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغرفت خویش بگیرد.

به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزیز صمیمانه تسلیت می گویم.

سید علی خامنه ای 9 آبان 1386
چهارشنبه 9 آبان ماه سال 1386
دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام ، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شدهام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

قیصر امین پور ( برگرفته از کتاب دستور زبان عشق )
سه شنبه 20 شهریور ماه سال 1386
در زلف تو بند بود داد دل ما
در بند کمند بود داد دل ما

ای داد به داد دل ما کس نرسید
از بس که بلند بود داد دل ما

قیصر امین پور ( بر گرفته از مجموعه دستور زبان عشق )
دوشنبه 19 شهریور ماه سال 1386
سر زده به دل دوباره غم کودکانه ای
آهسته می ترواد از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه خدایا بهانه ای !

قیصر امین پور (برگرفته از کتاب دستور زبان عشق )
یکشنبه 18 شهریور ماه سال 1386
دست عشق از دامن دل دور باد !
می توان آیا به دل دستور داد ؟

می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد ؟

موج را آیا توان فرمود : ایست !
باد را فرمود : باید ایستاد ؟

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را
در کفِ مستی نمی بایست داد
   1      2      3    >>