آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 29 آبان ماه سال 1386
هنوز هم اولین باری که خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم به خوبی یادم هست ، 5 یا 6 سالم بود و با وانت پدربزرگم همراه با چند نفری از فامیل مادری از شهرمون عازم مشهد شده بودیم ، دقیق یادم نیست بجز خانواده خودم یعنی مادر و برادر و خواهرام چه کسانی همراه ما بودند ، از تو راه نگم براتون که حالم بد شد که حال شما هم بد میشه ...
خلاصه اون سالها 63 ، 64 دایی و خاله من تو مشهد زندگی می کردند که البته هنوز خاله همون جاست ، یادم نمی یاد اول خونه کی رفتیم ... ولی این حرفها نه اهمیتی داره و نه ...
از اولین باری بگم که خدمت آقا رسیدیم ...
یادم می یاد من بودم و برادرم حسین آقا و پدربزرگم ...
وارد صحن که شده بودیم من مجذوب این مکان زیبا شده بودم و غرق در آیینه کاریها و نقوش زیبای حرم ، این نگاه اونقدر مسحور این همه زیبایی و عظمت شده بود که یه نفر طاقت نیاورده بود و پدربزرگم گفت : حاج آقا مثل اینکه بچه تون خیلی خوشش اومده ؟
پدربزرگم من هم تو جواب گفت : اخه اولین باره که اومده پابوس آقا .

خلاصه بعدش یادم هست که برا زیارت ضریح آقا رفتیم جمعیت قاعدتا مثل همیشه موج میزده که پدربزرگم برای اینکه دست من به ضریح آقا برسه منو رو دستاش گرفته بوده ...
هنوز هم حس رو هوا بودن و رو جمعیت حرکت کردن به خوبی یادم هست ...
یادش به خیر ...

***

میلاد مسعود سلطان سریر ارتضا٬ امام علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثنا) رو

به پیروان عترت طاهرین رسول خدا (ص) و محضر همه دوستان عزیز تبریک عرض می کنم.
دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386
عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام می ام ده که به پیری برسی

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند

شاهبازان طریقت به مقام مگسی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟!

بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن

حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386
با سلام به همه دوستان
با اجازه همگی قالب وبلاگ رو برای مطالعه راحت تر وتنوع عوض کردم ، امیدوارم از این محیط بهتر بتونین استفاده کنید .
منتظر نظرتون درباره قالب جدید هستم .
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386
شاید این جمله را شنیده باشید :

کاری کنید که بیشتر جلوی چشم باشید یا

« بیشتر دیده می شوید ( جمله تبلیغاتی ) »

به این جمله فکر کرده اید ؟

چکار کنیم دیده شویم ؟

که ما را ببیند ؟

برای چه ما را ببیند ؟

چه جور باشیم که بهتر دیده شویم ؟

چه کاری از ما دیده می شود ؟

دیده شدن یعنی چه ؟

دیدن یعنی چه ؟

کسی اگر جواب را می داند « می داند» به من هم بگوید ...
یکشنبه 27 آبان ماه سال 1386
و روزی خواهد رسید که وبلاگ من مطلب جدیدی را به خود نخواهد دید ،

و کسی وارد قسمت مدیریت وبلاگ آن نخواهد شد

و مدیران بلاگ اسکای آن را به راحتی حذف خواهند کرد

و من از دور نظاره گر وبلاگی که کم کم دارد فراموش میشود باشم

و یک دنیا حرف تازه که بوی حقیقت می دهند را فقط با سرانگشتانم درون سینه ام تکرار خواهم کرد و ...

و ای کاش که اینجا و هم اکنون حرفهایمان بوی حقیقت به خود بگیرد !
   1      2      3      4      5      6    >>